تنهایی یکی دیگر را از من بیرون کشیده است. کسی با دست هایم می نویسد و با پاهایم به خرید می رود. به جای من به دوستانم لبخند می زند کسی شب ها با صدای گریه ام روی تخت جابه جا می شود و صبح ها بی صدا و نگران لباس می پوشد،کیفم را برمی دارد و به سر کلاس هایم می رود
تنهایی کسی دیگر را از من بیرون کشیده است کسی که مرا می فهمد و زمانی که به خواب می روم به آرامی کنارم می نشیند